آیا تا به حال در زندگی خود هدف گذاری کرده اید؟ اهداف خود را نوشته اید؟
یکی از کارهای مهمی که برای رسیدن به موفقیت و طی کردن پله های ترقی در زندگی آموزش هدف گذاری در زندگی و مشخص کردن اهداف است.

“ما نمی توانیم حس شادی عمیقی داشته باشیم مگر که احساس کنیم در حال حرکت به سوی هدفی و بدست آوردن چیزی که می خواهیم هستیم.”

اگر کسی برای موفقیتش از قبل آماده نشود، زمانی که فرصت بزرگ فرا می رسد مثل احمق ها به نظر می آید.

جالب اینجاست که هر وقت با دوستان درباره نوشتن اهداف و هدف گذاری صحبت می کنیم همگان می گویند به نوشتن نیازی نیست. همه اهداف ما در ذهن ما مشخص شده و این بزرگترین اشتباه است که هر فردی می تواند انجام دهد. این مقاله که با موضوع آموزش هدف گذاری در زندگی نوشته شده است که برای شما بسیار سودمند خواهد بود.

برای اینکه از خواندن این مقاله نهایت بهره را ببرید به شما توصیه می کنم یک قلم و کاغذ آماده کنید تا تمرین هایی که در ادامه گفته می شود را جهت تکرار یادداشت کنید تا در هدف گذاری به مهارت دست یابید.

آماده هستید؟ پس پیش به سوی مهارت یابی و آموزش هدف گذاری در زندگی با digital98.ir

سوال اول، هدف چیست؟

سوال اول، هدف چیست؟

سوال اول، هدف چیست؟

سوال اول، هدف چیست؟

سوال اول، هدف چیست؟
سوال اول، هدف چیست؟

شناخت علائق و اشتیاق سوزان

اولین و مهم ترین عامل رسیدن به اهداف عشق و علاقه است. شما اگر عاشق چیزی باشید و اشتیاق سوزانی داشته باشید حتماً آن را به دست می آورید.

ناپلئون هیل نویسنده کتاب پرآوازه بیندیشید و ثروتمند شوید می گوید: اشتیاق سوزان نقطه شروع هر موفقیتی است. حال شاید بپرسید ما که نمی دانیم به چه چیز علاقه داریم باید چه کار کنیم؟ زور نزنید، من راه حل را به شما می گویم؛ خیلی ساده هست باید خودتان را بهتر بشناسید. حال می پرسید چگونه؟ کافی است که به گذشته خود برگردید و ببینید که در گذشته از چه کاری خیلی خوشتان می آمد یا در خانه چه چیزهایی داریم که نشان دهنده علایق ما هست.

اجازه دهید یک مثال بزنم تا بهتر مطلب جا بیفتد. فردی که در خانه اش کتابخانه بزرگی دارد و پر از کتاب های روانشناسی هست و هنگامی که با دیگر افراد در جایی جمع می شود با شور و شوق درباره مطالب روانشناسی که تازه آموخته با دیگران گفتگو می کند، به راحتی می توان دریافت که این شخص در حیطه آموزش روانشناسی فرد علاقه مندی هست و می تواند با تمرین به مهارت بیشتری دست یابد.

تمرین اول

برای شناختن علایق خود بهترین راه این است که در جای آرام و ساکت بشینید نفس عمیق بکشید کاغذ و قلم بردارید.

پرنده اندیشه خودتان را پرواز دهید ببینید در گذشته یا در کودکی به چه چیزهایی علاقه داشتید؟ یا از انجام چه کاری لذت می بردید؟ نقاشی های زیادی که کشیدید، وسایل ورزشی یا سازهای موسیقی و….

بیشتر دقت کنید حتماً علاقه خودت را پیدا می کنید، نگران نباشید اگر الان در وضعیتی زندگی می کنید که دلخواهتان نیست با برداشتن گام هایی که در این مقاله از digital98.ir تحت عنوان هدف گذاری در زندگی، تشریح می شود، به راحتی می توانید به زندگی دلخواه خود دست پیدا کنید پس اول باید بخواهید و پس از آن قدم اول را بردارید.

یک ضرب المثل انگلیس هست که می گوید: سخت ترین کارها برداشتن گام نخست هست، مهم این است که گام نخست را بردارید پس از آن نم نمک به هدف هایتان نزدیک می شوید.

تصمیم گیری در هدف گذاری

بعد از پیدا کردن علایق خودمان باید یک تصمیم قطعی بگیریم و شک و تردید را برای همیشه کنار بگذاریم.

دارن هاردی در کتاب اثر مرکب می گوید: اگر شما برای خودتان اهدافی تعیین کنید و هر روز گام های کوچکی در راه رسیدن به آن ها بردارید مطمئناً بعد از مدتی به آن ها می رسید.

اگر فردی بخواهید زبان انگلیس یاد بگیرد کافی هست روزی یک ربع وقت بگذارد و روزی ده واژه یاد بگیرد در پایان سال چند واژه آموخته، به همین آسانی … و بدون اینکه سختی زیادی را تحمل کرده باشد (کمی تامل کنید) اکنون تعداد 3650 واژه آموخته است و دایره واژگان آن فرد تقریبا بزرگ شده که به راحتی بتوانید با یک انگلیسی زبان گفتگو کند و از صحبت لذت ببرد.

پس دیدید که با انجام کارهای کوچکی که هر روز به طور منظم و پیوسته انجام می شود به نتیجه بزرگی می رسید. راه هزار کیلومتری را با برداشتن گام های کوچکی که یکی پس از دیگری برمی دارید به انتها می رسانید.

قدیمی ها گفتن سنگ بزرگ نشانه نزدن است (شاید اکنون این جمله را بهتر درک کنید)

علت عدم موفقیت و سستی در رسیدن به اهداف عجله کردن و درست انتخاب نکردن بازه ی زمانی برای رسیدن به هدف است. شاید با خود بگویید چرا دیگران توانستند من چرا نتوانم؛ از این این سوال را بپرسید آیا تلاشتان به اندازه او بوده است؟ آیا زمینه فکری و هوشیتان برابر بوده است؟ آیا استفاده از امکانات و شرایط یکسانی وجود دارد یا آنکه باید ابتدا آن ها فراهم شوند.

تمرین دوم

یک هدف برای خودتان تعیین کنید که مدت ها هست می خواهید آن کار را انجام بدهید اما هر بار به بهانه ایی آنرا به تاخیر می انداختید.

مثلاً شما می خواهید 10 کیلو اضافه وزنی که دارید را از بین ببرید خوب برای اینکه به توانید به این هدف دست یابید ابتدا باید گام نخست را بردارید یعنی متعهد بشوید که کارهای لازم را انجام بدهید تا به هدفی که دارید همان کم کردن ده کیلو است برسید پس از آن یک متخصص تغذیه پیدا کنید تا به ما یک دستور غذایی که مربوط به شما است بدهد و هر روز خودتان را موظف کنید به مدت ده دقیقه پیاده روی آرام داشته باشید. کم کم این زمان را افزایش دهید تا به روزی یک ساعت برسد.  به شما قول می دهم در عرض ده ماه به آسانی بدون اینکه سختی تحمل کرده باشید ده کیلو وزن اضافه خود را از دست داده اید.

تمرین سوم

نامه ای برای خودت بنویس و در آن اهداف خودت را به صورت روشن مشخص کن.

چرا همه استادان موفقیت انقدر تاکید دارند که باید اهداف خود را بنویسید؟ در نوشتن اهداف واقعاً نیروی جادویی قرار می گیرد خداوند در قرآن می فرمایند: ن و القلم و ما یسطرون (نون  سوگند به قلم و آنچه می نویسد). وقتی شما اهداف خودتان را می نویسید گویی درخواست خودتان را به خدا اعلام می کنید.

هنگامی که می نویسد نیمکره راست و چپ شما با هم ارتباط برقرار می کنند و خلاقیت شما افزایش می یابد، همچنین عملکرد و کارایی مغزتان چندین برابر می شود. با هدف گذاری در زندگی، اهدافتان از یک حالت ذهنی و فرضی به چیزی قابل لمس تبدیل می شوند.

مثال جالب در این باره را می توان از جیم کری آورد وی پیش از اینکه وارد هالیوود شود و کمدین مشهوری شود روزی بر روی تپه ای نشسته بود رو به هالیوود چکی به مبلغ ده میلیون دلار برای خود نوشت و یادداشت کرد: به خاطر خدمات انجام شده (دستمزد)

این چک را سالیان با خود همراه داشت تا اینکه دستمزد کار خود را در یک فیلم دریافت کرد و در حال حاضر یکی از میلیونرهاست. وقتی اهداف را می نویسید انگیزه و انرژی شما در جهت رسیدن به آن ها چندین برابر می شود و مرتباً شرایط، افراد و منابعی برسر راهتان قرار می گیرد که شتاب شما را برای رسیدن به اهدافتان چندین برابر می شود.

نکته دوم
اهدافی که ما می نویسیم باید کاملاً واضح، شفاف و قابل اندازگیری باشند و زمان رسیدن به آن ها را هم باید ذکر کنیم.

این مطلب را هم مطالعه نمایید  چطور برای خواسته های خود اولویت بندی صحیح داشته باشیم؟
نکته دوم
دانستن اینکه اهدافمان واقعی هستند یا نه خیلی ساده به نظر می رسد، ولی در عمل بسیار مشکل است. چه بسا سالیان زیادی به دنبال هدفی بودیم وقت و انرژی گذاشتیم اما آن اهداف برای خودمان نبودند، بخاطر دیگران آن اهداف را داشتیم یا یک زمانی بخاطر انتقام از دیگران یا بخاطر خشمی که داریم و ….

تمرین چهارم

همین الان 5 هدف را بنویس و در مقابل هر کدام بنویس که چی؟ و پاسخ آنها را بنویس

اگر پاسخی که می دهی  منطقی وارزشمند است و به شما انگیزه و روحیه می دهد نشان می دهد هدفی با ارزش برای خودتان برگزیدید. در غیر اینصورت فوراً رهایش کنید.

مثلاً می نویس می خواهم تا شش ماه دیگر مکالمه روزمره  انگلیسی را یاد می گیرم و درجواب که چی؟ پاسخ می دهی می خواهم این مهارت را یاد بگیرم برای اینکه مسافرت خارجی رفتم به آسانی ارتباط برقرار کنم. می بینید یک هدف منطقی و ارزشمند است.

تمرین پنجم

شما هم از خودتان این پرسش بسیار مهم را بپرسید، اگر یک میلیارد پول داشتم آیا باز حاضربودم که هدفم را دنبال کنم؟

اگر جوابتان به این پرسش مهم مثبت است بدانید که اهداف واقعی و درستی را برای خودتان در نظر گرفته اید.

از خودتان بپرسید اگر بیشتر از 6 ماه زنده باشم باز هم همین اهداف را دنبال می کردی! اگر پاسخ مثبت باشد باز هم نشان دهنده این است که هدف شما با ارزش می باشد.

تمرین ششم

ده دقیقه به خودت زمان بده و به این دو پرسش پاسخ بده

1- اگر فقط 6 ماه دیگر زنده بودم چه کار می کردم؟

2- اگر مطمئن می شدم هر کاری می کردم موفق می شدم چه کاری را انجام می دادم؟

پاسخ به این دو پرسش هرچه باشد نشان دهنده هدفی با ارزش می باشد.

نتیجه گیری

تحقق اهداف اول از همه به تعهد بسیار قوی نیاز دارد. اگر در راه رسیدن به هدف هزار بار شرکت خوردید و با پستی و بلندی روبرو شدید باز هم ادامه دهید. بیشتر افراد هدف دارند اما آن ها را جدی نمی گیرند و متعهد به آن نیستند.

تصمیم بگیرید که دقیقاً در هر قسمت از زندگیتان چه می خواهید؟

تمام اهداف و خواسته های خود را باید مکتوب کنید.

روبروی هر کدام از اهداف اصلی خود مهلت و زمان مقرری بنویسید.

موانعی را که برای رسیدن به هدفتان باید با آنها روبرو شوید، شناسایی کنید.

دانش، اطلاعات و مهارت هایی را که نیاز دارید که به هدفتان برسید را مشخص کنید.

کسانی را که می توانند به شما در راه رسیدن به اهدافتان کمک کنند را شناسایی کنید.

یک لیست از تمام گام ها و کارهایی که باید بکنید تا به هدف تان برسید تهیه کنید.

لیست گام هایی که در مرحله قبل تهیه کردید را اولویت بندی و مرتب کنید.

لیست اولویت بندی شده تان را از ابتدای مسیر تا انتهای تکمیل شدن هدف تان سازماندهی و مرتب کنید.

هر روز تنها بر روی مهم ترین کار همان یک روز تمرکز کنید این کلید مدیریت زمان است.

به انضباط شخصی عادت کنید، این بزرگترین و چالش برانگیزترین گام است.

از قدرت تجسم خلاق خود برای دستیابی به اهداف تان بهره ببرید.

پس در مقابل همه اهدافی که نوشتی بزرگ با رنگ قرمز بنویس

به هر آنچه که فکر کنید برایتان به واقعیت تبدیل می شود